|
سلام دوستان.
خیلی وقته که نبودم و ننوشتم.
دلیلش اینه که امتحانای خرداد شروع شده بود و خداوکیلی نمیدونم چرا این
نوشتن توی وبلاگ یک جوریه که باید حتما حسش باشه تا بنویسی نمیدونم یکی مثل
(رینا خانوم) چطوری اینقدر حس نوشتن داره که همشه اپه ؟
از اول شروع کنیم؟
خوب بعد از عید دیگه خودتون اوضاع مدارس ایران رو که بهتر از من میدونید
تا 2 هفته اول که خیلی ها نمیان و 1 ماه اول هم که نه معلم ها حوصله درس
دادن دارن و نه بچه ها و بیشتر تو نخ زود تعطیل شدن و این حرفا هستن تا درس
خوندن و ما هم همینطوری بودیم ...
البته من بعد از عید وقتی که برای کنکور دانشگاه ازاد کاردانی اعلام
کردن من ثبت نام کردم در رشته برق صنعتی ولی من که از این رشته متنفر هستم و
قراره از ایران برم پس چرا ؟
خوب دلیلش این بود که گفتم بزار بدم چیزی نمیشه که اخه خیلی هایی که
داده بودن کنکور میگفتن خیلی اسونه و اصلا نمیخاد بخونی و قبول میشی نگران
نباش ... ما هم ثب نام کردیم ولی دولتی ثبت نام نکردم چون اونطوری دیگه
باید زیاد میخوندم و حوصله نداشتم و دیگه خیلی حاشیه ساز میشد ....
اینم بهتون بگم درس هایی که ما داریم امسال میخونیم خیلی با درس هایی که
میاد توی کنکور فرق داره چون ما کار و دانش هستیم ولی با فنی حرفه ای ها
امتحان میدیم اصلا انگار نه دولت و نه مردم کسایی که تو کار و دانش هستن رو
ادم حساب نمیکنن ( چه گهی خوردم اومدم این رشته ها -- همش تقصیر معلم
ریاضی اول دبیرستانم بود که اسمش هم قاضی بود ای تف تو قبر باباش) ولی
دیگه باید زندگی رو ادامه داد دیگه ...
برای همین داستان ها بود که از قبل از عید یک کلاس کنکوری توی مدرسه
تشکیل شد با مبلغ 400 تومن و ما هم گفتیم هستیم ولی بعد از چند جله که رفتم
و دیدم واقعا نمیفهمم و معلم ها هم ک ... ری درس میدن و انگار نه انگار که
چی؟ که کنکوره و این حرفا ...
ما اصلا اینطوری بهتون بگم که درس های جدید داشتیم برای کنکور که شامل
ریاضی - طراحی مدار - rlc - dc و چند تا دیگه میشه ... البته ما همه این
درس هارو داریم ها توی کارنامه و امتحان هم میدیم ولی اندازه اون چیزی که
امتحان میدیم در مقابل اون چیزی که در کنکور میاد خیلی کمتره.
حالا من هم چند جلسه بیشتر نرفتم ولی این اقاپور (مدیر) میگه باید بدی ....
من هم دنبال راهی هستم که این پول رو ندم و خلاصه داستانی داریم که اقاپور میگه عمرا کارنامه رو بهت بدم ...
ادم بدی نیستا و ازش خوشمم میاد ولی دیگه شنیدین که میگم حساب حسابه کاکا برادر ؟
اینم داستان همونه دیگه ...
و
دیگه بهتون بگم که روز های اخر مدرسه (نزدیک شدن به خرداد) خیلی منو میترسوند ...
خوب داستان هم اینه که مادرم بهم گفت امسال اگر بتونی معدل الف بیاری
(17-18-19-20) که کمکت میکنم بری و میتونی به رفتن فکر کنی و اینجور داستان
ها و اگر نه که بی یخال رفتن شووووووو و همین ایران به فکر ادامه زندگی
باش ...
خوب منم از اون ادم هایی هستم که وقتی یک قضیه ناموسی میشه دیگه باید تا تهش برم ...
یا بهتر بگم یا یک داستان رو استارت نمیزنم یا اینکه اگر بزنم دیگه نمیتونم ولش کنم ...
برای همین نشستم با خودم فکر کردم که ایای واقعا این خاسته منه ؟ میخام
برم ؟ چرا ؟ باید به خودم ثابت کنم که واقعا میتونم درس بخونم با نه ؟؟
خووووووووووووووب داستان از همین جا شروع شد که من روز های اخر اردیبهشت
بود که افتادم دنبال درس خوندن ولییییی (دهنم سرویس شد) من موندم و
کلیییییییییی جزوه و کتاب های ناقص که از هیچ کدوم هیچی نمیفهمیدم و
میدونستم که اگر خرداد شروع بشه نمیتونم از کسی چیزی بگیرم و یک موضوع مهم
این که بیشتر بچه های کلاس مثل من بودن و اصلا جزوه هاشون کامل نبود و
سوالات نداشتن و کتاب ...
اینم باعث شد که من بیوفتن دنبال کتاب و جزوه و ورقه که از چندین نفر گرفتم و شروع به کامل کردن افتادم ....
تو این مدت هم کامپیوتر رو گزاشتم کنار (که خداوکیلی ترک کردنش خیلی سخت بود و این جای سخت داستان بود ...
خلاصه خدا کمک کرد و تونستم همه چیمو کامل کنم..
فقط یک چیز مونده بود به اسم اتوکد و معلم اونم اسمش بود (جم@@عه@@ای)
این نه جزوه درست حسابی داشت و نه اینکه نمونه سوالی داشت و نه ....
که من بر ان شدم که یک پولی بدم به این معلم و سگ خور دیگه اره !! که حداقل نمره اونو بیارم .....
برا همین بود که باهاش صحبت کردم و 2 جلسه عملی اتوکد گزاشتم ابته قبول نمیکرد ولی دیگه گزاشت دیگه ...
خوب توی این جلسه ها که من بیشتر میخاستم تئوری باشه تا عملی چون عملی
رو خودم بلد بودم ولی گزشت و ما هم باهاش صحبت کردیمو و گفتیم اگر نمره الف
گرفتم 20 رو بده اونم گفت مگه میشه کسی که ترم اول 7 گرفته باشه بیاد الف
بگیره؟
حالا ...
خلاصه کنم حرفمو که اولین امتحانم اتوکد بود و منم دیر به این فکر کردم که شروع کنم بخونم چون جزوه ای که داشتم 3 صفحه بود و ...
خلاصه شب امتحان شروع کردم به خوندم امتحان و دنبال نمونه سوال و رفتم
توی وب لاگ مدرسه و گفتم اقا بیا چند تا نمونه سوال بزار و سوال های مارو
جواب بده .
ولی اون میگفت برو به جزوت رجوع کن و اونو بخون منم در حال کندم موهای خودم بودم ...
(اخه یکی نیست بیاد بگه مادر ج @@ نده از یک جزوه 3 صفحه ای 60 تا سوال میخایی چطوری طرح کنی؟)
بل اخره بعد از اینکه ما چند تا ایمیل فرستادیم بهش و توی نظرات گفتیم بیا نمونه بده اومد و 2-3 صفحه نمونه سوال داد ...
و اومد یک جزوه اینترنتی داد 250 صفحه که میگفت مثلا خودم دادم و درستش
کردم چون اسم خودش و مدرسه پایینش بود ولی من نمونه اصلیشو تونستم پیدا کنم
...
که خودش درست نکرده بود و یکی دیگه درست کرده بود ...
خلاصه ما اون شب رو امتحان خوندیمو (خدایی خیلی سخت بود حتی خوندش) و تا صبح هم بیدار بودم (تمام امتحانات رو تا صبح بیدار بودم)
میدونید تازه اگر جزوه داشتم یک چیزی من مجبور بودم نمونه سوالی هایی که
بدون جواب بودن رو جواب هاشو از توی نت و خود نرم افزار پیدا کنم ....
ما صبح رفتیم امتحان دادیم و عالی بود ...
تا اینکه امروز فهمیدم 17 شدم و لی ..... (خوب این داستانش خیلی طولانیه اگر دیدم قضیه کش دار شده همشو مینویسم...)
خوب ما هم امتحان پشت سر هم میدادیم و خوشحال تر از دیروز و مطمعا که همه رو الف میشم ...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برنامه امتحانی خرداد 1391 :
اتوکد چهارشنبه 91/3/3
کارفارینی شنبه 91/3/6
دینی3 دوشنبه 91/3/8
عربی چهارشنبه 91/3/10
ایمنی و بهداشت چهارشنبه 91/3/17
تاریخ شنبه 91/3/20
ادبیات 2 دوشنبه 91/3/22
قانون کار سه شنبه 90/3/23
طراحی مدار چهارشنبه 90/3/24
ریاضی 2 شنبه 90/3/27
مبانی رایانه یک شنبه 90/3/28
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاد اوری ...
کارنامه امتحانات نرم اول ...
لینک اون تاپیک
http://canadatornto.blogfa.com/post/140/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%88-
مبانی کامپیوتر 13/75 (خداویکی اینقدر سخت گرفته بود همه افتادن جز من و 2 نفر دیگه )
ادبیات فارسی 16 (نمیدونم چطوری نمرم بالا شد من فکر میکردم بیوفتم)
ریاضی 7.50 (به خدا هیچی نداره ریاضیه ما جز یک جدول که باید حفض میکردم که من نکردم)
تربیت بدنی 2 19 (ما اصلا امتحانی ندادیم ....)
عربی 9 (تنفر تنفر تنفر تنفرررررررررررررررررررررررررر)
دین و زندگی 17/75 (این جز درسهایی بود که خوندم)
تاریخ 13 ( معلم ما سوال نداده بود و چیز هایی دیگه اومده بود به گونه ای دیگه رکب خوردیم)
تربیت بدنی 3 18 ( ما چند تا داریم؟ ما که امتحانی ندادیم ...)
کار
افرینی 11/50 (از معلم ترکش با اون لهجش متنفرم و درسشم یک جوری سوال
هایی با جواب هایه 10 صفه ای داره که کلا بی یخال خوندن شدم )
بهداشت و ایمنی 16/75 (درس خوبی بود و معلم باحال ...)
قانون کار 17/75 (درسی بود که خونده بودم)
اننظباط
( خداوکییل من اصلا و ابدا مورد انظباطی ندارم ولی ولی این ناظم ما
ع@ا@بدی نمره منو کم کرد نمیدونم این با من چه مشکلی داره که این کارو کرد؟
شما چی فکر میکنید؟ خیلی بچه ...... به خدا قسم میخورم که اگر برا ترم
دومم بخاد الکی نمره منو پایین بده ماشینشو خط خطی میکنمم اساسی.....
اتو کد 13 (تو مدرسه تنها کسی که قبول شد من بودم خدایی)
طراحی مدار 10 (اینم کسی قبول نشد چون معلمش خیلی ......)
معدل کل 14/04
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خوب نظر من درباره اینکه امتاحانتم رو این ترم چند میشم ...
اتوکد = 17 که توی تئوری شدم ولی این (بی پدر مادر) اگر نمره مستمر کم نکنه ...
کارافرینی = من که میگم 20 میشم
دینی = این رو هم میگم 20 میشم
عربی = دقیقا اینم میگم 20 میشم
ایمنی و بهداشت کار = نمیدونم چرا ولی بازم فکر میکنم اینم میشم 20
تاریخ = یک سوال بود که فقط نصفه نوشتم (اونم 15 خرداد) بود 19/18/20
ادبیات = فکر میکنم اینم 20 میشم
قانون کار = این رو 2 تا سوال نصفه ننوشتم کمی کمتر شاید بشم ... 17/18/19/20
طراحی مدار = ها ها ها این رو که اصلا جزوه نداشتم ولی خر خونی کردم 17/18/19/20
ریاضی = اینو امروز فهمیدم که که 19 شدم ولی اگر این معلم 1 نمره بده میشم 20
مبانی کامیپوتر = همین امروز دادم18/19/20
انظباط = خدایی نمیدونم 18
معدل 19
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خوب
یک چیز دیگه اینکه ما برای یکی از درس های تخصصیمون باید 210 ساعت کارورزی
کنیم حالا فکرشو بکنید که من باید هم مدرک زبان بگیرم و هم کنکور دارم و
باید هم تو این کال اول 210 ساعت کارورزی کنم که اگر روزی 6 ساعت باشه میشه
35 روز ...
ار اونجایی که حوصله کار بیرون نداشتم من گفتم برای کارورزی میسام مدرسه و اقاپووووور هم قبول کرد ...
اما نمیدونم میخاد بگه بیا چیکار کن ؟
و
از اونجایی که همه دیدن من دارم درس میخونم و اینکه میبینن دارم تلاش میکنم
واینکه داستان جدی هست و مثل خر افتادم دنبالش و نمیتونن از زیر پول برای
خارج من در برن دیگه دارن کمک میکنن و صفا میدن ...
باباهه گفتهکه اگر بالای 19 بشه معدلم بهم 200 میده
مامان
هم گفته غیر از اون پولی که قراره برای خارجو - کلاس و ... بده منو هم
میبره کلاس و بر میگردونه که این واقعا بزرگترین کادوی زندگیمه ...
خاله هم گفت که 200 میده برا خودم ...
-------------------------------
حالا
منم که از الان میدونم معدل 19 رو میگیرن بل اخره تصمیم گرفتم که زبان رو
از الان شروع کنم .. و دیگه همونی باشه که هفته ای 5 جلسه که بتونم سریعتر
مدرک زبانو بزنم تو گوشش و یک چیز درست حسابی یاد بگیرم ...
الیته بگم که خودمم میخام حسابی کار کنم و این تابستون رو بیشتر روی زبان میزارم ..
اینو
بادم نره که بگم من از همون قبل از خرداد یک رژیم درست حسابی گرفتم و تا
الانم 10 تا کم کردم که میخام بیشتر این کارو بکنم ... ولی توی خود خرداد
نتونستم ورزش کنم چون امتحان داشتم ولی ورزش رو هم میخام شروع کنم و رژیم
هم همینطور ...
که مطمعا هستم که اگر اینطوری کار کنم تا اول مهر یک وزرن درست حسابی پیدا میکنم ...
میخاستم برم بدن سازی که با یکی از مربی ها صحبت کردم گفت توی این سن اگر بیای قدت رو میخوره پس بی یخال بشی بهتره ...
ما هم گفتیم نمیارزه به قدم پس بی خی شدم و الان با رقص با ایکس باکس - تردمیل و دراز نشست تصمیم بر لاغری دارم ...
واااااااااااااااااااااای چقدر زیاد شد خسته شدما ....
اها
جراحی هم یکی از دوستام که توی مدرسه نازی صداش میکردم و خودش دختر به
حساب میومد واسه ما دوست دختر پیدا کرده که البته خودش که نه یکی از دوستای
دیگه به اسم (اتهمی) براش پیدا کرده یک دختره رو ... که اسم اون رویاست و
با این دوست شده و واقعا میگن یکی جنبه نداره همینه ...
از وقتی که دختر پیدا کرده شده یک ادم دیگه ...
ولی ما هنوز عرضه نداشتیم یکی رو پیدا کنیم ... حالا بی یخال ...
راستی این بچه دایی ما هم به دنیا اومد که اسمشو گزاشت سمین که من میگم اخه این شد اسم ؟
دختره و تاریخ تولدشو امروز یادم نیست ...
ولی بد نیست من که زیاد ندیدمش ولی باحاله بچس دیگه .. بل اخره ما هم دختر دایی دار شدیم ... ولی میدونید حیف چیه ؟ اینکه تا این بچه بزرگ بشه ما پیر میشیم ... فکر کن بشه 18 سالش ما میشه 35 سالمون تازههههههه من توی مدتی که بزرگ میشه اصلا ایران نیستم و به من عادت نمیکنه این خیلی بده و کمی منو ناراحت میکنه ... مخصوصا که دختره و حساس تر .. من امسال هم میرم دیگه ...
برای من که 2 تا بچه دیگه رو از بچگی تا بزرگی دیدم جذابیت نداره زیاد ...
راستی این بازی که توی وبلاگم هست توش نوشته که هرکی بتونه بیشتر از 30 ثانیه بازی کنه نابغس من 32 ثانیه رکورد زدم یعنی نابغم ؟؟
توی ادامه مطلب عکس هست برید ببینید.
دیگه واقعا نمیتونم بنویسم خیلی زیاد شده بعدا دوباره مینویسم ادامه این پست رو
|